logo

داستان ها

انتظار
انتظار
بزودی منتشر می شود.
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/10/05

نویسنده:

منیره نوری

داستان کوتاه
نفس‌هایی که شمرده می‌شوند
نفس‌هایی که شمرده می...
باز غلتی دیگر، صدای بی خوابی‌ام تمام خانه را فراگرفته است انگار کسی صدایش را نمی‌شنود فریاد بلندی از سکوت درونم را فرا گرفته و کسی به دادم نمی‌رسد انگار تمام دنیا سرم آوار شده و کسی نمی داند کجا دفن شده ام .
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

خالده یوسفی

داستان کوتاه
گُدی، گُدی، گُدی‌گک
گُدی، گُدی، گُدی‌گک
در راه بازگشت به خانه، به نظرم ‌می‎آید که شهر و مردمانش چیزی جز یک سکانس فیلمِ سیاه و سفید نیستند. به نظرم می‌آید که رُزها رنگ باخته¬اند و کبوترها پرواز نمی¬کنند، به نظرم می‌آید که همه‌ی ما شخصیت¬های یک داستان هستیم
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/12/25

نویسنده:

باسط یزدانی

داستان کوتاه
صفحه نجات
صفحه نجات
خیره، خیره نگاهت می‌کند. تو بین خون خیس شده‌یی و او از گوشه‌ی خانه به تو نگاه می‌کند. می‌دوی. صدای شلپ شلپ پاهایت میان دریای خون فضای آرام خانه را به صدا درمی‌آورد. چه آرامش و سکوت خفقان‌آوری.
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/12/25

نویسنده:

نرگس موسوی

داستان کوتاه
آن سوی مرز
آن سوی مرز
اما خیلی اصرار می‌کند و مادرم برایم دستور می‌دهد تا بنشینم؛ چون دیگر از پا افتاده‌ام، نه دست‌شویی برای رفتن است و نه غذای برای خوردن، باید دوام بیاورم، شاید دوساعت دیگر، یا بیش‌تر خدا می‌دانست، شاید دوباره برگشتیم.
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/12/25

نویسنده:

خجسته حق‌نظر

داستان کوتاه
کتاب‌فروشی سین
کتاب‌فروشی سین
از کتاب‌فروشی «ث» بیرون می‌شوی. به قرطاسیه‌فروشی «نون» می‌روی. فروشندۀ آن‌جا را هیچ نمی‌شناسی و حس بیگانه‌پنداری نسبت به آدم‌ها، سراغت می‌آید. فقط می‌گویی «سلام» و سراغ کتاب‌فروشی «سین» را از قرطاسیه‌فروش می‌گیری. قرطاسیه‌فروش، وجود چنین کتاب‌فروشی‌یی را انکار می‌کند. گیج می‌شوی و بعد از یک سکوت گ...
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/12/25

نویسنده:

فرح ناز حامد

ساره و سه کبوتر
ساره و سه کبوتر
ساره عشق و علاقه‌ی خاصی به این سه پرنده داشت با لطف و مرحمت با آنها رفتار می‌کرد و از اینکه آن روز طوفانی آنها را نجات داد و به کبوتر مادر کمک کرد خوشحال بود و خود را تقدیر می‌کرد.
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/09/02

نویسنده:

روئینا بخشی

ادبیات کودک
داستان کوتاه
دوستی با پشک طلایی
دوستی با پشک طلایی
نوید سودا را خانه برد و با یک زینه خورد برگشت، زینه را داخل چقری یا همان چاه گذاشتیم و من هم از زینه پایین شدم تا پشک را کمک کنم. با دیدن من پشکک با امید طرفم نگاه می‌کرد تا او را از این مشکل نجات بدهم. پشک کثیف شده بود و پای آن هم زخمی و خون جاری بود و می‌لرزید فکر کردم خنک خورده است.
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/09/02

نویسنده:

روئینا بخشی

ادبیات کودک
داستان کوتاه
بازگشت دوباره لیلا به مکتب
بازگشت دوباره لیلا ب...
لیلا و حسن دو خواهر و برادر بودند که با پدر، مادر و خواهر کوچک شان در قریه‌ زندگی می‌کردند. پدر دهقان بود و صبح وقت به کار می‌رفت. مادر خانم خانه بود و مسئولیت نگهداری فرزندان را بر عهده داشت. خواهر و برادر یکجا مکتب می‌رفتند و باهم‌دیگر کارخانگی انجام می‌دادند. آنها صنف چهار بودند.
زمان:

10

دقیقه

تاریخ:

1404/09/02

نویسنده:

روئینا بخشی

ادبیات کودک
داستان کوتاه

اشعار

نامت آفتاب صبح است  
نامت آفتاب صبح است  

نامت آفتاب صبح است

  نان برشته و شیر داغ!

و دستانت

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

علی احسانی زاده

سپید
ته شعر یی
ته شعر یی

مخکې له دې چې زه تا وپېژنم،

ته زما د خیالونو په کوڅو کې اوسېدې.

ته هغه شعر وې، چې زما د زړه ژبې سره بلد و،

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

ساحل تلاش

سپید
دارم به کارهای خدا فکر می‌کنم
دارم به کارهای خدا ف...

دارم به کارهای خدا فکر می‌کنم

به اینکه من کجا و تو، کجا، فکر می‌کنم

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

سمیر سادات

غزل
من دخترِ انار زمینم
من دخترِ انار زمینم

من دخترِ انار زمینم

من اهل این‌جام،

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

نسرین جوادی

سپید
غزل
غزل

چه قشنگست شبی خواب ت ُرا می بینم

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

آرین مرادی

غزل
حمد
حمد

به توازن تو سوگند، که تو زنده و بقایی

نکنم دلم به کس بند، که تو هست و بود مایی

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

رفیع اعظمی

غزل
مهاجر
مهاجر

مهاجر

ابر بادبرده و

سرگردان

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

یاسین رحیمی

سپید
میهن
میهن

زخم است اندرون تو ای سر زمین من

درد است رگ، رگ، خاکت نگین من

رفتند، غربت و عزمی سفر به پیش

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

میراجان امیری

غزل
شهر محاصره
شهر محاصره

شهر محاصره

 

زمان:

دقیقه

تاریخ:

1404/05/25

نویسنده:

احمد جاوید انوش

سپید